عشق و زندگی

عشق و زندگی پادکستی‌ست برای لحظه‌هایی می‌خواهی نفس بکشی، آرام شوی و دوباره زیبایی زنده بودن را حس کنی.

در هر اپیزود، با صدای آرام دکتر سارا نظامی به سفری درون‌گرایانه می‌رویم — از آگاهی و پذیرش تا شفا و حضور.

اینجا یاد می‌گیریم با عشق زندگی کنیم، نه فقط زنده بمانیم.

با هم، قدم‌به‌قدم در مسیر مهربانی، آگاهی و آرامش پیش می‌رویم. 

love and light is a heartfelt podcast that invites you to slow down ,breathe deeply , and redescover the beauty of being alive .

each episode is a mindful journey through self-awareness , healing, and presence.

here we listen to the gentle voice within, explore the wisdom of the heart, and learn how to live and love ,not just exist.

join Dr.Sara Nezami as she reads ,reflects, and shares meditative psychological stories that touch the soul. let's walk together with kindness , awareness and peace.

topics: mindfulness, self-love, emotional healing, inner peace, psychology, and conscious living 

Listen on:

  • Apple Podcasts
  • Podbean App
  • Spotify
  • Amazon Music
  • iHeartRadio
  • PlayerFM
  • Listen Notes
  • Podchaser
  • BoomPlay

Episodes

Friday Nov 28, 2025

«الگوهای ذهنی و بیماری‌های جسمانی»کتاب شفای زندگی نوشته لوئیز هی خوانش : دکتر سارا نظامی 
فصل پانزدهم به بررسی رابطهٔ ذهن و بدن می‌پردازد و شامل جدول معروف لوئیز هی است؛ جدولی که در آن بیماری‌ها، الگوهای فکریِ مرتبط، و جملات درمان‌گر (Affirmations) آورده شده‌اند.این فصل با تأکید بر این شروع می‌شود که:🔹 این جدول جایگزین پزشکی نیست.
لوئیز هی تأکید می‌کند که این برداشت‌ها علت قطعی بیماری‌ها نیستند، بلکه برداشت‌های احتمالی یا الگوهای ذهنی رایج هستند که ممکن است به بدن فشار وارد کنند یا روند درمان را سخت‌تر کنند.🔹 ۱. ذهن و بدن یک سیستم واحد هستندلوئیز هی توضیح می‌دهد که بدن ما بازتاب:
افکار
احساسات
و باورهای عمیق مااست.وقتی احساسات منفی یا فشارهای قدیمی سرکوب شوند، ممکن است راهی برای بروز پیدا کنند—گاهی در قالب یک علامت جسمانی.🔹 ۲. بیماری‌ها پیام هستند، نه مجازات
در نگاه لوئیز هی، علائم جسمی «فریاد تن» نیستند که بگویند: تو بدی! تو مقصری!بلکه پیام‌هایی هستند برای شناختن نیازهای پنهان، زخم‌های قدیمی، و احساساتی که توجه لازم را نگرفته‌اند.
این نگاه، سرزنش‌کننده نیست؛ بلکه دعوت‌کننده است.
🔹 ۳. سه ستون اصلی جدول
در این فصل جدول بزرگی معرفی می‌شود که سه بخش دارد:
 ستون سمت راست : بیماری یا بخش بدن
نام بیماری‌ها یا علائم جسمانی مثل:سردرد، زخم معده، معده‌درد، گردن‌درد، دیابت، میگرن، چاقی، حساسیت‌ها، عفونت‌ها…
ستون وسط: الگوی ذهنی / احساسی احتمالی
لوئیز هی برای هر بیماری، الگوهای ذهنی یا احساسی متداولی را مطرح می‌کند؛ مثل:
ترس
خشم فروخورده
احساس بی‌ارزشی
فشار زیاد
عدم توانایی در «نه» گفتن
باور به سختی زندگی
نگرانی مداوم
نیاز به کنترل
زخمی از گذشته
مقاومت در برابر تغییر
این ستون نمی‌گوید «علت قطعی این است»، بلکه فقط یک احتمال است.
ستون سمت چپ: جملهٔ آرام‌بخش / تکرار مهربانانه (Affirmation)
برای هر بیماری یک جملهٔ مثبت ارائه می‌شود که هدفش:
ایجاد آرامش
تغییر باور
باز کردن گره‌های ذهنی
و حمایت از روند درمان
است.این جملات نوعی «بازآموزی ذهن» محسوب می‌شوند.
🔹 ۴. بدن تحت تأثیر احساسات طولانی‌مدت قرار می‌گیرد
لوئیز هی توضیح می‌دهد که برخی احساسات اگر طولانی‌مدت در ما بمانند، می‌توانند بدن را تحت فشار قرار دهند، مثل:
خشم قدیمی
ترس مزمن
احساس گناه
انکار نیازهای شخصی
احساس گیر افتادن
مقاومت در برابر تغییر
این احساسات، انرژی بدن را کم می‌کنند و ممکن است خود را در بخش‌هایی از بدن نشان دهند.
🔹 ۵. پذیرش، مرحلهٔ اولِ درمان ذهنی–بدنی است
او می‌گوید تا وقتی بخشی از خودمان را انکار می‌کنیم، یک قدم عقب‌تر از درمان هستیم.اما وقتی احساسات سرکوب‌شده را با مهربانی بپذیریم، بدن آرام‌تر می‌شود و فضا برای تغییر ایجاد می‌گردد.
🔹 ۶. مهم‌ترین پیام فصل: خودسرزنشگری ممنوع
لوئیز هی تأکید می‌کند:
بیماری تقصیر شما نیست
این جدول برای مقصر دانستن نیست
بدن دشمن شما نیست
ذهن شما خراب نشده
و هیچ‌چیز «اشتباه» با شما نیست
این فصل بیش از هر چیز یادآور می‌شود که ما می‌توانیم با عشق، آگاهی و گوش دادن به بدن، روند درمان را همراهی کنیم.
🔹 ۷. تکرارهای مهربانانه، بذرهای درمانی هستند
جملات مثبت ستون سوم به ما کمک می‌کنند:
باورهای قدیمی را تغییر دهیم
جایگزین‌های تازه بسازیم
بدن را در مسیر آرامش قرار دهیم
و با شفقت با خود رفتار کنیم
این جملات اگر با حضور و پیوستگی گفته شوند، تأثیر بیشتری دارند.
🔹 ۸. ذهن، بدن و احساسات مسیر درمان را با هم می‌سازند
طبق نگاه لوئیز هی:
پزشک درمان می‌کند
دارو اثر دارد
اما ذهن و احساسات فضای بهتری برای بهبود ایجاد می‌کنند
درمان کامل وقتی اتفاق می‌افتد که:
ذهن → آرام شودقلب → پذیرا شودبدن → حمایت شود
جمع‌بندی نهایی فصل پانزدهم
فصل پانزدهم می‌گوید:
بدن پیام می‌دهد؛ نه قضاوت
علائم جسمی فقط یک علامت‌اند؛ نه مجازات
احساسات سرکوب‌شده انرژی ما را می‌گیرند
با شناخت الگوهای ذهنی می‌توانیم در روند درمان شریک شویم
جملات مثبت کمک می‌کنند ذهن بازآموزی شود
و هیچ بیماری با «تقصیر بیمار» مرتبط نیست—بلکه با آگاهی و مهربانی می‌توان مسیر بهبود را آرام‌تر کرد
این فصل پایان کتاب را به تمرین عملی و دعوت به «زندگی آگاهانه‌تر» نزدیک می‌کند.Instagram: @dr.sara.official

Friday Nov 28, 2025

فصل چهاردهم کتاب شفای زندگی نوشته :خانم لوئیز هی ترجمه :  خانم گیتی خوشدل خوانش: دکتر سارا نظامی 
فصل چهاردهم یکی از فصل‌های کلیدی کتاب است؛ جایی که لوئیز هی توضیح می‌دهد چطور افکار و باورهای ما به شکل الگوهای تکراری در زندگی و بدن ظاهر می‌شوند و چگونه می‌توانیم این الگوها را آگاهانه تغییر دهیم.
🔹 ۱. باورهای قدیمی، ریشهٔ مشکلات امروز هستندلوئیز هی می‌گوید بسیاری از سختی‌هایی که امروز تجربه می‌کنیم—چه احساسی، چه رفتاری و حتی جسمی—از باورهایی می‌آید که در کودکی پذیرفته‌ایم.مثل «من کافی نیستم» یا «هیچ‌کس مرا دوست ندارد».
این باورها:
ناخودآگاه هستند
سال‌ها با ما مانده‌اند
و ناخواسته زندگی‌مان را هدایت می‌کنند
🔹 ۲. گفته‌ها و افکار تکراری، واقعیت می‌سازند
او تأکید می‌کند که ما با «جملاتی که مدام با خود تکرار می‌کنیم» واقعیت بیرونی‌مان را شکل می‌دهیم.اگر فکرهای منفی دائماً در ذهن تکرار شوند، رفتار و تجربهٔ زندگی نیز همان مسیر را دنبال می‌کند.
بنابراین تغییر از درون ذهن شروع می‌شود.
🔹 ۳. اولین قدم: آگاهی از الگوهای فکری
لوئیز هی می‌گوید قبل از هر تغییری، باید ببینیم:
چه چیزی را باور داریم؟
این باور از کجاست؟
چه احساسی ایجاد می‌کند؟
کدام تجربهٔ تکراری را در زندگی‌مان ساخته است؟
آگاهی، آغاز رهایی است.
🔹 ۴. بخشش – کلید اصلی تغییر
طبق این فصل، بخشش یکی از مهم‌ترین ابزارهای تغییر است:بخشش خود، والدین، دیگران…اما نه به معنای تأیید رفتارهای نادرست، بلکه آزاد کردن انرژی‌ و احساسات گیرکرده‌ای که ما را در رنج نگه می‌دارند.
لوئیز هی می‌گوید:تا وقتی گذشته را حمل می‌کنیم، آینده‌مان را نمی‌توانیم بسازیم.
🔹 ۵. تکرارهای مهربانانه (Affirmations)
در این فصل توضیح می‌دهد که جمله‌های مثبت چطور باورهای قدیمی را آرام‌آرام جایگزین می‌کنند.
او می‌گوید:
باید جملات را باورپذیر انتخاب کنیم
آن‌ها را با احساس و حضور تکرار کنیم
و به ذهن فرصت بدهیم تا از الگوهای قدیمی جدا شود
این جملات در واقع «بذرهای تازه در زمین ذهن» هستند.
🔹 ۶. ذهن، بدن و احساسات به‌هم پیوسته‌اند
لوئیز هی تأکید می‌کند که تغییر باورها فقط بر احساسات اثر نمی‌گذارد، بلکه می‌تواند بدن و سلامت را هم تحت تأثیر قرار دهد.
ذهنی که:
بیشتر می‌ترسد → بدن منقبض
بیشتر می‌خورد → بدن خسته
بیشتر می‌جنگد → بدن ملتهب
بیشتر می‌بخشد → بدن سبک و شفاپذیر
🔹 ۷. مسئولیت‌پذیری = قدرت
او می‌گوید: وقتی بپذیریم «افکار من نتیجهٔ زندگی من را ساخته»،به‌جای احساس قربانی بودن، قدرت تغییر به ما بازمی‌گردد.
مسئولیت‌پذیری یعنی:
من انتخاب می‌کنم چه فکری کنم
من اجازه می‌دهم چه احساسی ادامه پیدا کند
من انتخاب می‌کنم که زندگی‌ام به کدام سمت برود
این نه سرزنش است، نه مقصر دانستن خود؛فقط بازپس‌گیری نیرو و قدرت درونی است.
🔹 ۸. تغییر زمان می‌خواهد، اما ممکن است
پیام اصلی فصل چهاردهم این است که:
با آگاهی
با مهربانی
با بخشش
با تکرارهای مثبت
با رها کردن گذشته
می‌توان ذهن را بازآموزی کرد و یک زندگی کاملاً جدید ساخت.
تغییر یک مسیر تدریجی است، نه یک اتفاق یک‌شبه.
Instagram: @dr.sara.official

Sunday Nov 16, 2025

فصل سیزدهم – ثروت و رفاه (Prosperity)خوانش: دکتر سارا نظامی 
۱. ثروت قبل از اینکه «پول» باشد، یک حالت ذهنی است
لوئیز هی می‌گوید:
> «رفاه، یک حالت ذهنی است؛ حالتی از خوب‌بودن، امنیت، و اعتماد به زندگی.» 
یعنی ثروت فقط عدد حساب بانکی نیست؛بلکه احساسی است از:
«من امن هستم»
«زندگی از من حمایت می‌کند»
«من لایقِ خوبی‌ها هستم»
تا وقتی در درون احساس کمبود، ترس، حسادت یا بی‌ارزشی داشته باشیم،حتی اگر پول هم بیاید، احساس فقیر بودن از بین نمی‌رود.
۲. باورهای کودکی دربارهٔ پول، واقعیت مالی امروز ما را می‌سازد
در کودکی شنیده‌ایم:
«پول به‌سختی به‌دست می‌آید.»
«پول تموم‌شدنیه.»
«آدم پولدار حتماً یه مشکلی داره / خوب نیست.»
«یا معنویت، یا پول؛ هر دو با هم نمی‌شه.
این جملات تبدیل می‌شوند به برنامهٔ ناخودآگاه و بعد:
خودمان را کوچک نگه می‌داریم
فرصت‌ها را نمی‌بینیم یا رد می‌کنیم
از موفقیت مالی می‌ترسیم
یا اگر پولی به‌دست بیاوریم، ناخودآگاه طوری خرج می‌کنیم که دوباره به «الگوی قدیمی» برگردیم
لوئیز هی می‌گوید:تا وقتی با پول احساس گناه، شرم یا ترس داریم،رفاه پایدار وارد زندگی‌مان نمی‌شود.
۳. ثروت فقط پول نیست؛ فراوانی در همهٔ سطوح است
در این فصل ثروت = تنها اسکناس و حساب بانکی نیست؛ بلکه:
فراوانی عشق
فراوانی فرصت
فراوانی ایده
فراوانی حمایت
فراوانی طبیعت و نعمت‌های روزمره
وقتی یاد می‌گیریم فراوانی را در چیزهای «غیرپولی» ببینیم –مثلاً: هوای تمیز، دوستی‌های خوب، سقف بالای سر، غذای گرم –ذهن از حالت «کمبود» خارج می‌شود وبه‌تدریج پول هم به عنوان بخشی از این فراوانی جذب می‌شود.
۴. ترس، حسادت و مقایسه، جریان ثروت را می‌بندد
لوئیز هی توضیح می‌دهد:
وقتی از ثروتِ دیگران می‌ترسیم یا حسادت می‌کنیم،در واقع به ذهن خود پیغام می‌دهیم:«ثروت چیز خوبی نیست» یا «ثروت برای من امن نیست.»
وقتی مدام می‌گوییم: «پول نیست»، «شرایط خرابه»،ذهن و زندگی ما خودش را با همین تصویر تنظیم می‌کند.
او پیشنهاد می‌کند به‌جای حسادت بگوییم:
> "خوشحالم که ثروت در جهان هست؛این یعنی برای من هم امکانش وجود دارد."
۵. جمله‌های ما دربارهٔ پول، واقعیت مالی ما را شکل می‌دهند
در فصل ثروت، لوئیز هی بسیار روی جملات روزمره تأکید می‌کند:
«من همیشه کم می‌آرم.»
«هر چی پول میاد، فوراً می‌ره.»
«من بلد نیستم پولدار بشم.»
این‌ها تبدیل به تأکیدهای منفی می‌شوند.
او پیشنهاد می‌کند که آگاهانه،جملات جدید و حمایتی را جایگزین کنیم، مثل:
«پول به شکل‌های زیبا و غیرمنتظره وارد زندگی من می‌شود.»
«من لایق رفاه، امنیت و فراوانی هستم.»
«درآمد من دائماً در حال رشد است.» 
۶. رفاه، نتیجهٔ اعتماد به زندگی است، نه فقط تلاش
لوئیز هی می‌گوید:
تلاش مهم است،اما اگر همراه با باور کمبود و ترس باشد،نتیجه‌اش فرسودگی است، نه رفاه.
رفاه واقعی وقتی شروع می‌شود که:
1. باور می‌کنیم «جهان، حامیِ ماست»
2. یاد می‌گیریم «دریافت کنیم»، نه فقط «زحمت بکشیم»
3. اجازه می‌دهیم راه‌های تازه و خلاقانهٔ درآمد وارد زندگی ما شود.
او تأکید می‌کند که شغل، فقط یک کانال است،نه تنها منبع؛منبع اصلی، «خود زندگی / جهان» است.
۷. تمرین اصلی فصل: بازنویسی رابطه‌ات با پول
یک تمرین به سبک لوئیز هی، متناسب با محتوای فصل ثروت:
قدم ۱ – نوشتن باورهای قدیمی
چند دقیقه بنشین و هر چه جمله یا باور منفی دربارهٔ پول در ذهنت هست بنویس:
«پول نیست.»
«من تو پول ضعیف‌ام.»
«شرایط اقتصادی اجازه نمی‌ده.»
«اگه پولدار بشم، آدم خوبی نمی‌مونم.»
قدم ۲ – پیدا کردن احساس زیرِ این باور
کنار هر جمله بنویس: این باور در من چه حسی ایجاد می‌کند؟ترس؟ شرم؟ ناامیدی؟ خجالت؟
قدم ۳ – ساختن جملهٔ تأکیدی جدید
حالا برای هر باور، یک جملهٔ جدید، مهربان و قدرتمند بنویس:
❌ «پول به‌سختی میاد.»✔ «پول می‌تواند با آسانی و احترام وارد زندگی من شود.»
❌ «من لیاقت ثروت ندارم.»✔ «من لایق رفاه، امنیت و درآمد پاک و مهربان هستم.»
❌ «همیشه کم می‌آرم.»✔ «من در حال یادگیری الگوهای جدید مالی هستم و درآمدم در حال رشد است.»
قدم ۴ – تمرین روزانه
هر روز چند دقیقه،این جملات جدید را با حضور بدنی تکرار کن:نفس عمیق، احساس در قلب یا شکم،و تصور کن که یک «زندگی امن‌تر و پُرنعمت‌تر» ممکن است.
✨ جمع‌بندی فصل سیزدهم – ثروت در نگاه لوئیز هی
۱. ثروت اول در ذهن و احساس ما شکل می‌گیرد، بعد در حساب بانکی. ۲. باورهای کودکی و فرهنگی دربارهٔ پول، وضعیت فعلی ما را ساخته‌اند.۳. حسادت و ترس، جریان ثروت را می‌بندند؛ قدردانی و خوشحالی برای رفاه دیگران، آن را باز می‌کند.۴. جملات روزمرهٔ ما دربارهٔ پول، آیندهٔ مالی ما را برنامه‌ریزی می‌کنند. ۵. منبع واقعیِ روزی، خود زندگی است؛ شغل فقط یکی از کانال‌هاست.۶. با بازنویسی باورها و استفاده از تأکیدهای جدید، می‌توانیم رابطهٔ خودمان با پول را شفا دهیم و رفاه بیشتری تجربه کنیم.
 
 
@dr.sara.official

Sunday Nov 16, 2025

خلاصه فصل دوازدهم کتاب شفای زندگی — موفقیت (Success)خوانش: دکتر سارا نظامی 
⭐ موضوع اصلی:
موفقیت نتیجهٔ ارزشمندی درونی، باورهای سالم و عشق به خویشتن است — نه تلاشِ صرف.در این فصل، لوئیز هی توضیح می‌دهد که موفقیت چیزی بیرونی، تصادفی یا مخصوص افراد “خاص” نیست؛بلکه نتیجهٔ باورهای درونی ما دربارهٔ خود و زندگی است.
🔹 ۱. باورهای محدودکننده، بزرگ‌ترین مانع موفقیت هستندلوئیز هی می‌گوید بیشتر مردم فکر می‌کنند:«من لیاقت موفقیت ندارم.»
«موفقیت سخت است.»
«باید خیلی سخت رنج بکشم تا موفق شوم.»
«اگر موفق شوم، مردم حسادت می‌کنند.»
«من به اندازهٔ کافی خوب نیستم.»
این باورها در کودکی شکل گرفته‌اند و مستقیم روی شغل، درآمد، هدف‌ها و کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارند.
او تأکید می‌کند:«موفقیت بیرونی بازتاب ارزش درونی است.»
🔹 ۲. موفقیت فقط نتیجهٔ کار نیست، نتیجهٔ هماهنگیِ درون است
برخلاف تصور رایج، موفقیت فقط حاصل تلاش زیاد نیست.او می‌گوید:
اگر درون‌مان احساس کم‌ارزشی کنیم،
اگر باور داشته باشیم موفقیت “برای ما نیست”،
اگر فکر کنیم “باید شکست بخورم”،
هر چقدر هم تلاش کنیم، نتیجه کامل نمی‌شود.
موفقیت یعنی:باور اینکه لایق بهترین‌ها هستیم و اجازه می‌دهیم خوبی وارد زندگیمان شود.
🔹 ۳. موفقیت زمانی جریان پیدا می‌کند که خودمان را دوست بداریم
لوئیز هی می‌گوید:وقتی خود را دوست نداریم،به گونه‌های مختلف مانع موفقیت می‌شویم:
کارها را عقب می‌اندازیم
از فرصت‌ها می‌ترسیم
خود را با دیگران مقایسه می‌کنیم
پروژه‌ها را نیمه‌کاره رها می‌کنیم
حسادت یا ترس از قضاوت پیدا می‌کنیم
اما وقتی خودپذیری ایجاد شود:انرژی، انگیزه، انتخاب‌های سالم و اعتماد به‌نفس بالا می‌رود.
خوددوستی = موتور موفقیت
🔹 ۴. موفقیت یعنی جریان داشتن، نه فشار آوردن
لوئیز هی موفقیت را «حالتِ طبیعیِ وجود» می‌داند، نه چیزی خارج از ما.
او می‌گوید:وقتی افکار سالم ایجاد می‌کنیم و با خود مهربانیم،زندگی در مسیرهای طبیعیِ رشد، ما را پیش می‌برد:
افراد درست وارد زندگی می‌شوند
فرصت‌ها پدیدار می‌شوند
تصمیم‌ها آسان‌تر می‌شوند
الهام و خلاقیت افزایش می‌یابد
موفقیت نتیجهٔ هم‌سو شدن با جریان زندگی است.
🔹 ۵. ترس از موفقیت، بزرگ‌تر از ترس از شکست است
بسیاری از افراد از موفقیت می‌ترسند زیرا باور دارند:
«اگر موفق شوم، نمی‌توانم آن را حفظ کنم.»
«مسئولیت زیاد می‌شود.»
«مردم انتظارهایشان بالا می‌رود.»
«خانواده و دوستان از من دور می‌شوند.»
لوئیز هی می‌گوید این ترس‌ها واقعی نیستند،بلکه باقیماندهٔ باورهای کودک درون هستند.
🔹 ۶. تمرین اصلی فصل: ایجاد تصویر ذهنی موفقیت
تمرین پیشنهادی کتاب:
1. تصور کن زندگی‌ات دقیقاً چگونه خواهد بود اگر کاملاً موفق باشی.
2. ببین چه احساسی در بدن ایجاد می‌شود — شور، ترس، مقاومت؟
3. هر ترسی را بنویس.
4. برای هر ترس، یک جملهٔ تأکیدی بساز.
نمونه‌ها:❌ «می‌ترسم نتوانم موفقیت را نگه دارم.»✔ «من در مسیر موفقیت رشد می‌کنم و توانایی مدیریت آن را دارم.»
❌ «موفقیت سخت است.»✔ «موفقیت با شادی، الهام و آسانی وارد زندگی من می‌شود.»
❌ «من لایق موفقیت نیستم.»✔ «من لایق بهترین‌ها هستم و اکنون آن را می‌پذیرم.»
✨ جمع‌بندی فصل دوازدهم
این فصل تأکید می‌کند که:
1. موفقیت از باورها آغاز می‌شود، نه از بیرون.
2. باورهای محدودکنندهٔ کودکی، عملکرد امروز را تعیین می‌کنند.
3. خوددوستی، پایهٔ اصلی موفقیت است.
4. موفقیت جریان طبیعی زندگی است، نه جنگیدن با زندگی.
5. ترس از موفقیت یک مقاومت ذهنی است که می‌توان آن را بازنویسی کرد.
6. تصویرسازی + جمله‌های تأکیدی = ساخت باورهای جدید برای موفقیت.
این فصل درواقع پیوندی است میان «ارزشمندی درونی» و «جذب موفقیت بیرونی».
 
 
@dr.sara.official

Sunday Nov 16, 2025

خلاصهٔ فصل یازدهم — کار (Work)خوانش : دکتر سارا نظامی ⭐ موضوع اصلی:
کار زمانی شکوفا می‌شود که ما احساس ارزشمندی کنیم، باورهای سالم دربارهٔ شغل داشته باشیم و اجازه دهیم زندگی ما را به مسیر درست هدایت کند.
لوئیز هی می‌گوید کار، فقط شغل یا درآمد نیست؛بلکه بیان عشق، خلاقیت و ارزش درونی ماست.
🔹 ۱. باورهای ما دربارهٔ کار، کیفیت کارمان را تعیین می‌کنند
در کودکی و فرهنگ، پیام‌هایی مثل:
«کار سخت است.»
«پول به‌دست آوردن دشوار است.»
«باید رنج بکشی تا موفق شوی.»
«شغل خوب برای افراد خاص است.»
به ما منتقل شده است.
این باورها ناخودآگاه روی شغل، درآمد، محیط کار و رابطه با همکاران اثر می‌گذارند.لوئیز هی می‌گوید:«اگر باور داریم کار سخت و طاقت‌فرساست، دقیقاً همین را تجربه می‌کنیم.»
🔹 ۲. کار خوب = هم‌سویی درونی + اعتماد
او تأکید می‌کند:وقتی با خودمان مهربانیم و احساس ارزشمندی داریم،کار مناسب ما خودش ما را پیدا می‌کند.
در چنین حالتی:
الهام می‌آید
فرصت‌ها آشکار می‌شوند
افراد درست سر راه قرار می‌گیرند
خلاقیت افزایش می‌یابد
او می‌گوید:«شغل درست همیشه ما را پیدا می‌کند، اگر خودمان را برایش آماده کنیم.»
🔹 ۳. مشکل‌های کاری نشانهٔ باورهای پنهان هستند
اگر در کار تجربه می‌کنیم:
بی‌انگیزگی
کمبود درآمد
خستگی
عدم احترام
تعارض با همکاران
سال‌هاست باورهایی درونی به شکل الگو عمل می‌کنند، نه «بدشانسی».
لوئیز هی می‌گوید:«کار بیرونی، انعکاس گفت‌وگوی درونی ماست.»
وقتی درون آرام شود، کار بیرونی نیز تغییر می‌کند.
🔹 ۴. کار وسیله است؛ منبع واقعی، جهان هستی است
او توضیح می‌دهد:
شغل تنها یکی از کانال‌های دریافت روزی است
اما منبع واقعی، جهان، زندگی، انرژی خلاق هستی است
اگر از شغلی جدا شویم، جهان کانال جدیدی برای تأمین ما باز می‌کند
بنابراین ترس از ازدست‌دادن کار، ریشه‌اش کمبود اعتماد به زندگی است.
🔹 ۵. وقتی به کاری که دوست نداریم چسبیده‌ایم، انرژی‌مان بسته می‌شود
لوئیز هی می‌گوید:
اگر کاری را از ترس ادامه می‌دهیم
اگر احساس می‌کنیم گیر کرده‌ایم
اگر از شغل متنفر هستیم
این انرژیِ سنگین، فرصتِ جدید را از ما پنهان می‌کند.
راه‌حل او:«افکار و انرژی خود را تغییر بده، شغل بهتر خودش ظاهر می‌شود.»
🔹 ۶. نگاه با عشق و احترام، محیط کار را تغییر می‌دهد
اگر در محیط کار مشکلی داریم — همکار سخت‌گیر، رئیس بی‌مهربان یا کار طاقت‌فرسا —راه‌حل اصلی این است:
افکار منفی را رها کنیم
به انسان‌ها احترام بدهیم
به خودمان ارزش بدهیم
مهربانی را وارد فضای کاری کنیم
او می‌گوید:«رفتار دیگران بازتاب انرژی ماست.»
🔹 ۷. تمرین اصلی فصل: جمله‌های تأکیدی شغلی
در این فصل، لوئیز هی چند تأکید مهم برای تغییر نگاه به کار ارائه می‌دهد:
✨ تأکیدهای پیشنهادی:
من در شغلی هستم که عاشقش هستم.
من لایق داشتن کارِ معنادار و درآمد خوب هستم.
فرصت‌های تازه و زیبا، هر روز وارد زندگی من می‌شوند.
محیط کار من آرام، مهربان و حمایت‌گر است.
من استعدادهایم را با شادی در کارم به‌کار می‌گیرم.
جهان هستی مرا در مسیر کاریِ درست هدایت می‌کند.
این جمله‌ها با تکرار، باور پنهان را تغییر می‌دهند.
✨ جمع‌بندی فصل یازدهم
فصل ۱۱ توضیح می‌دهد:
1. کار، بازتاب باورهای درونی ماست.
2. شغل خوب نتیجهٔ ارزشمندی و آرامش درونی است.
3. مشکلات شغلی، پیام‌هایی از باورهای پنهان هستند.
4. منبع واقعی روزی، جهان هستی است؛ نه یک شغل خاص.
5. وقتی انرژی‌مان را تغییر دهیم، فرصت‌های جدید پیدا می‌شوند.
6. احترام و مهربانی، کیفیت محیط کار را تغییر می‌دهد.
7. جمله‌های تأکیدی می‌توانند مسیر شغلی را دگرگون کنند.
@Dr.sara.official

Sunday Nov 16, 2025

خلاصه فصل دهم کتاب شفای زندگی — روابط (Relationships) خوانش: دکتر سارا نظامی 
موضوع اصلی: رابطه با خود = ریشهٔ همهٔ روابط بیرونی
در این فصل، لوئیز هی توضیح می‌دهد که:
🔹 ۱. رابطهٔ ما با دیگران، انعکاسی از رابطهٔ ما با خودمان است.اگر:خود را دوست نداریم،
خود را نمی‌پذیریم،
با خود سخت‌گیر هستیم،
این نگاه به شکل‌های مختلف در روابط بیرونی ظاهر می‌شود:قضاوت، توقع زیاد، نیاز به تأیید، حسادت، وابستگی، رنجش.
او می‌گوید:«دیگران آینهٔ ما هستند.»
🔹 ۲. افرادی را جذب می‌کنیم که با باورهای ما هماهنگ هستند.
اگر در درون باورهایی مثل:
«من کافی نیستم»
«من لایق عشق نیستم»
«عشق دردناک است»
داشته باشیم،ناخودآگاه وارد روابطی می‌شویم که همین باورها را تأیید می‌کنند.
لوئیز هی می‌گوید:«ما با انرژی باورهایمان، کسانی را دعوت می‌کنیم که درسِ ما را فعال کنند.»
🔹 ۳. بخش‌های ناخوشایندِ دیگران، چیزهایی درون ما را فعال می‌کنند.
وقتی چیزی در رفتار دیگران ما را ناراحت می‌کند،معمولاً ریشه‌اش در درونیاتِ خودمان است:
بخشی از گذشتهٔ درمان‌نشده
زخم‌های قدیمی
نیاز به توجه، تأیید یا امنیت
ترس‌های پنهان
او می‌گوید:«دیگران رفتارشان را به ما نشان می‌دهند، اما احساس ما از درون می‌آید.»
این یعنی درمان روابط، از درون آغاز می‌شود.
🔹 ۴. رها کردنِ گذشته، فضای رابطهٔ جدید ایجاد می‌کند.
بسیاری از روابط آسیب‌دیده به این دلیل ادامه پیدا می‌کنند که هنوز:
رنجش‌های قدیمی،
حرف‌های نگفته،
خشم‌های پنهان
در دل ما وجود دارد.
لوئیز هی می‌گوید:«گذشته را نگه داشتن = حمل بار اضافه.»
وقتی بخشش (نه به معنای تأیید رفتار، بلکه رهاسازی انرژی درد) وارد رابطه می‌شود،پویاییِ بین دو نفر تغییر می‌کند.
🔹 ۵. عشق یعنی آزادی دادن، نه کنترل کردن.
در این فصل توضیح می‌دهد که:کنترل، مالکیت، سخت‌گیری، محدود کردن دیگرانبه خاطر ترس است، نه عشق.
عشق سالم یعنی:
پذیرش
شنیدن
اعتماد
آزادی در کنار هم بودن
احترام به مسیر رشد هر دو نفر
او می‌گوید:«رابطه زمانی رشد می‌کند که دو نفر اجازه دهند یکدیگر همان‌گونه که هستند باشند.»
🔹 ۶. ارتباط صادقانه با خود، ارتباط صادقانه با دیگران را ایجاد می‌کند.
اگر ما با خودمان صادق نباشیم:
نیازهایمان را پنهان می‌کنیم
احساسات را سرکوب می‌کنیم
نقش بازی می‌کنیم
نمی‌دانیم چه می‌خواهیم
و نتیجه: روابطی ناسالم و خسته‌کننده.
اما وقتی خود را واقعی ببینیم،روابط بیرونی نیز واقعی‌تر و مهربان‌تر می‌شوند.
🔹 ۷. تمرین اصلی فصل: جملهٔ تأکیدی در روابط
لوئیز هی تمرین مهمی ارائه می‌کند:
1. بنویسید در رابطه چه چیزی شما را می‌ترساند یا ناراحت می‌کند.
2. در کنارش جملهٔ تأکیدی بنویسید که نسخهٔ سالم‌تر همان نیاز باشد.
مثال‌ها:❌ «می‌ترسم تنها بمانم.»✔ «من همراهی سالم و عشق واقعی را جذب می‌کنم.»❌ «هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند.»✔ «من روابطی دارم که در آن شنیده و دیده می‌شوم.»
❌ «در رابطه قربانی می‌شوم.»✔ «من در روابطم امن، محترم و ارزشمند هستم.»
✨ جمع‌بندی فصل دهم
این فصل می‌آموزد که:
1. روابط بیرونی از رابطهٔ درونی ما سرچشمه می‌گیرند.
2. باورها و زخم‌های کودکی، الگوهای روابط بزرگسالی را می‌سازند.
3. بخش‌هایی از ما توسط رفتار دیگران فعال می‌شوند.
4. رها کردن گذشته، رابطه را شفابخش می‌کند.
5. عشق سالم، آزادی و پذیرش است نه کنترل.
6. رابطهٔ صادقانه با خود، رابطهٔ صادقانه با دیگران ایجاد می‌کند.
این فصل پایهٔ «شفای روابط» و «جذب رابطهٔ سالم» در ادامهٔ کتاب است.
 
 
@dr.sara.official

Sunday Nov 16, 2025

خلاصهٔ فصل نهم کتاب «شفای زندگی» — لوئیز هی _ خوانش: دکتر سارا نظامی 
موضوع اصلی: ریشهٔ باورها و رابطهٔ آن‌ها با کودکی
در فصل نهم، لوئیز هی توضیح می‌دهد که بیشتر باورهای اصلیِ ما در سال‌های اولیهٔ کودکی شکل می‌گیرند؛ زمانی که ذهن ما باز، تاثیرپذیر، و بدون فیلتر است.او تأکید می‌کند:
🔹 ۱. ما باورهایی را می‌پذیریم که به محیط کودکی‌مان تعلق دارند، نه به حقیقت وجودی ما.کودک هرگز والدین را زیر سؤال نمی‌برد؛در عوض خودش را زیر سؤال می‌برد:«اگر رفتار والدینم خشن است، حتماً مشکل از من است.»به این ترتیب، باورهای زیر در کودکی شکل می‌گیرند:
«من کافی نیستم.»
«من لایق نیستم.»
«من دیده نمی‌شوم.»
«من باید کامل باشم تا دوست‌داشتنی باشم.»
«اگر اشتباه کنم، تنبیه می‌شوم.»
این باورها بعدها تبدیل به الگوهای اصلی زندگی می‌شوند.
🔹 ۲. ذهن ناخودآگاه مثل یک ضبط‌کنندهٔ قدیمی عمل می‌کند.
لوئیز هی توضیح می‌دهد که ذهن ناخودآگاه حفظ می‌کند و تکرار می‌کند.یعنی اگر یک باور در سن ۵ سالگی شکل گرفته باشد،در ۳۰ سالگی، ۴۰ سالگی، حتی ۶۰ سالگی هم هنوز مثل یک برنامهٔ اتوماتیک عمل خواهد کرد.او می‌گوید:«ما طبق چیزی زندگی می‌کنیم که یاد گرفته‌ایم، نه طبق چیزی که هستیم.»
🔹 ۳. آگاهی، اولین قدم به‌سوی رهایی است.
وقتی متوجه می‌شویم باورهای مااز والدین، مدرسه، جامعه، یا خاطرات قدیمی آمده‌اند،یک تغییر بزرگ اتفاق می‌افتد:
ما برای اولین بار می‌فهمیم که:«این باورها انتخاب من نبودند — و می‌توانم تغییرشان دهم.»
این لحظه، لحظهٔ تولد یک خود جدید است.
🔹 ۴. احساسات، راهنمای باورهای پنهان هستند.
لوئیز هی می‌گوید:اگر می‌خواهی بفهمی چه باوری در تو فعال است،به احساساتت نگاه کن.
استرس → باور «من امن نیستم»
شرم → باور «من کافی نیستم»
حس تنهایی → باور «من خواستنی نیستم»
خشم → باور «به من گوش نمی‌دهند/من دیده نمی‌شوم»
او پیشنهاد می‌کند که هر احساس را یک پیام بدانیم،نه یک دشمن.
🔹 ۵. ما با تغییر باورهای کودکی، آیندهٔ خود را تغییر می‌دهیم.
لوئیز هی مثال می‌آورد:کسی که در کودکی شنیده «پول سخت به‌دست می‌آید»در بزرگسالی تلاش زیاد → نتیجهٔ کم را تجربه می‌کند.
اما وقتی این باور بازنویسی شود:«پول می‌تواند به آسانی و با شادی وارد زندگی من شود»واقعیت زندگی کم‌کم تغییر می‌کند.
او می‌گوید:«ذهن، ریشهٔ هر تغییر است.»
🔹 ۶. تمرین اصلی فصل: بازگشت به کودک درون و صحبت با او
این تمرین یکی از مشهورترین تمرین‌های کتاب است:
چشم‌ها را ببند،
کودک پنج یا شش سالهٔ خودت را تصور کن،
کنارش بنشین،
دستش را بگیر،
و با او بگو:
«تو امنی.تو کافی هستی.من کنار تو هستم.»
می‌گوید هر بار که این کار را می‌کنیم،لایه‌ای از باورهای ترس‌آلود کودکی شفا پیدا می‌کند.
✨ جمع‌بندی
فصل نهم می‌گوید:
1. باورهای ما از تجربه‌های کودکی آمده‌اند، نه از حقیقت ما.
2. ذهن ناخودآگاهِ برنامه‌ریزی‌شده، زندگی فعلی ما را هدایت می‌کند.
3. با آگاهی می‌توانیم این برنامه‌ها را7 بازنویسی کنیم.
4. احساسات، راهنمای مسیر شفا هستند.
5. رابطه با «کودک درون» کلید تغییر باورهاست.این فصل پایه‌های مهم خودشفایی، خودپذیری، و بازنویسی گذشته را می‌گذارد.
@dr.sara.official

Wednesday Nov 12, 2025

کتاب شفای زندگی نوشته لوئیز هی خوانش: دکتر سارا نظامی در فصل هشتم (که اغلب با عنوان‌هایی چون «یافتن و دوست داشتن خود واقعی» یا «تو آینهٔ زندگی‌ات هستی» شناخته می‌شود)، لوئیز هی بررسی می‌کند که خودِ اصیل ما در مرکزِ شفای ما و تحول ما قرار دارد. نکات کلیدی شامل این‌ها هستند:
خود واقعیِ ما (جوهرِ آن‌چه هستیم) همیشه حاضر است، اما اغلب زیر لایه‌هایی از قضاوت‌ها، باورهای قدیمی و تربیت اجتماعی پنهان شده است.
بخش عمده‌ای از رنج ما از نپذیرفتنِ خویش ناشی می‌شود — از رد کردن بخش‌هایی از خودمان، از مقایسه با دیگران، از احساس این‌که «کم‌تر از» هستیم.
وقتی شروع می‌کنیم به دوست داشتن، پذیرش و ارج نهادن به خودمان بی‌قید و شرط، درگاهِ به سوی شفای عمیق‌تر باز می‌شود: هماهنگی بدن-ذهن-روح شروع به تحول می‌کند.
خود‌دوستی یعنی شناخت همِ روشنایی و همِ سایه درون ما — بخش‌هایی که دوست داریم و بخش‌هایی که مقاومت داریم. پذیرفتن هر دو، کاملّیت می‌آورد.
ما آینهٔ دیگری برای دیگران هستیم: آن‌چه با خود می‌کنیم، با دیگران می‌کنیم؛ آن‌چه در دیگران می‌بینیم، در خود می‌بینیم. وقتی رابطه با خویش شفا می‌یابد، روابط تغییر می‌کنند.
تأکیدات و مهربانی به خود (و به دیگران) ابزارهای قدرتمندی هستند: تکرار جملاتی مانند «من خودم را دقیقاً هم‌چنان که هستم دوست دارم و تأیید می‌کنم» به برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه کمک می‌کند.
لحظهٔ اکنون تنها زمانی‌ست که می‌توانیم با خود واقعی‌مان ملاقات کنیم، و با انتخاب افکارِ مهربان اکنون، با جوهرمان همسو می‌شویم، نه با الگوهای ترس‌پایهٔ قدیمی.
شفای حقیقی نتیجهٔ این تحول است: وقتی خودمان را می‌پذیریم، زندگی‌مان شروع می‌کند بازتابِ آرامش درون‌مان شود نه تأیید بیرونی.
نکات کلیدی:
پذیرش خویشتن بنیادِ هر تغییر واقعی است — همه چیز از آن بنا می‌شود.
مقایسه و قضاوت (دربارهٔ خود و دیگران) ما را در الگوهای قدیمی گیر می‌اندازد؛ شفا یعنی رها کردن آن‌ها و بازگشت به اصالت.
قدرت جملات «من هستم»: آن‌چه دربارهٔ خود می‌گوییم، هویت ما را شکل می‌دهد و در نتیجه تجربه‌مان را رقم می‌زند.
دوست داشتن خود، خودش‌خواهی نیست — کاری است که اجازه می‌دهد عشق از ما به بیرون بتابد.
درمان از درون، دنیای بیرون را دگرگون می‌کند: آینهٔ درونی می‌چرخَد و جهان بیرون آن را منعکس می‌کند.
@dr.sara.official

Tuesday Nov 11, 2025

کتاب شفای زندگی
فصل هفتم با موضوعی مانند «کار با جملات تأکیدی» آغاز می‌شود (یا به چگونگی به‌کارگیری آگاهانه جملات تأکیدی در حوزه‌های مختلف زندگی می‌پردازد).در این فصل لوئیز هی تأکید می‌کند که:
جملات تأکیدی بیش از جمله‌هایی زیبا هستند: آن‌ها ابزارهایی‌اند برای تغییر باورهای ناخودآگاه و از این‌رو تغییر الگوهای زندگی.
برای استفاده مؤثر از تأکیدها، باید:
1. باور محدودکننده یا الگوی فکری منفی را شناسایی کنید (مثلاً «من کافی نیستم»، «من لایق سلامتی/ثروت/روابط خوب نیستم»).
2. جملهٔ مثبتی را انتخاب کنید (به زمان حال) که باور تازه‌ای را که می‌خواهید دارد («من لایق عشق و سلامت هستم»، «هر سلول بدنم اکنون سرشار از سلامت است»).
3. این تأکید را با احساس، به طور مکرّر و به ویژه زمانی که الگوی قدیمی ظهور می‌کند، تکرار کنید.
 
لازم است بدانید آنچه روی آن تمرکز می‌کنید افزایش می‌یابد: اگر مداوماً افکار منفی را تکرار کنید (حتی برای «ردّ کردن» آن‌ها) به آن‌ها انرژی می‌دهید؛  به‌جای آن، تمرکزتان را به بیان مثبتِ جدید معطوف کنید.
او مثال‌های مشخصی می‌آورد از اینکه چگونه می‌توان تأکیدها را در حوزه‌های سلامت، کار، مالی، روابط و تصویر بدن به‌کار گرفت (مثلاً به‌جای «نمی‌خواهم مریض باشم» پیشنهاد می‌دهد «من اکنون سالم، کامل و کامل هستم»).
تأکید دارد که زمان قدرت در «اکنون» است: گذشته نیازی نیست آینده را تعیین کند.
و نیز یادآوری می‌کند که تأکیدها همراه با اقدام عمل می‌کنند — یعنی دیدن امکان تازه، انتخاب تازه، دادن اجازه به تغییر درونی که به تغییر بیرونی منجر شود — نه فقط «گفتن جملات».
نکات کلیدی:
تأکیدها عملی‌اند: تکرار، احساس، یکپارچگی.
شما در حال «برنامه‌ریزی مجدد» ذهن ناخودآگاه‌تان هستید، که تا کنون ممکن است نوارهای قدیمی را پخش می‌کرده باشد.
هر بار که خودتان را در باور قدیمی می‌بینید، لحظه‌ای اختیار دارید — می‌توانید آگاه شوید و به جملهٔ تأکیدی‌تان برگردید.
هر چه بیشتر با فکر جدید زندگی کنید، بیشتر واقعیت به بازتاب آن خواهد پرداخت (بر اساس دیدگاه های).
این فرآیند، خودمحبتی و خودپذیری را می‌سازد، زیرا جملات جدید دربارهٔ ارزش شما، بودن شما، ظرفیت شما هستند — نه فقط دربارهٔ چیزی که «باید» به آن برسید.
@dr.sara.official

Tuesday Nov 11, 2025

کتاب شفای زندگی
خوانش :دکتر سارا نظامی
فصل ششم با موضوع «مقاومت در برابر تغییر» (یا چگونگی خلق واقعیت توسط افکارمان و امکانِ تغییر) آغاز می‌شود.در این فصل لوئیز هی تأکید می‌کند که:
ما اغلب در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم چون با «شناخته‌شده» راحت‌تر هستیم، حتی اگر وضع موجود ناخوشایند باشد. باورهای ناخودآگاه‌مان الگوهایی را باز تولید می‌کنند.
اولین گام برای شفای درونی و تحول، آگاهی است — دیدن افکار، باورها و الگوهایی که تاکنون ناخودآگاه جاری بوده‌اند.
وقتی آن الگوها را می‌بینیم، قدرت انتخاب متفاوت پیدا می‌کنیم. های بیان می‌کند «آنچه می‌اندیشیم، می‌آفرینیم» و «نیروی ما در لحظهٔ اکنون است».
او خواننده را دعوت می‌کند از وضعیت «قربانی افکارش» بودن به «خالقِ تجربهٔ زندگی‌اش» شدن — از طریق استفاده از جملات تأکیدی، بخشش گذشته، و انتخاب افکار جدید.
تغییر تدریجی است: همه چیز را بلافاصله پاک نمی‌کنید، بلکه با کاشت بذرهای جدید (افکار تازه) شروع می‌کنید و آن‌ها را پرورش می‌دهید.
نکات کلیدی:
مقاومت امری طبیعی است — احساس گیر کردن، عقب انداختن، خود‌سُری کردن — اغلب نشانهٔ تعارض درونی میان کهنهٔ شناخته‌شده و نو شدن ناشناخته است.
آگاهی + انتخاب = آزادی. وقتی افکار/احساسات را به نور می‌آورید، قدرت‌شان کاهش می‌یابد.
انتخاب مکرّر افکارِ مهربان و پشتیبان، واقعیت جدیدی می‌سازد نه اینکه دائماً کهنه را تقویت کند.
خود‌دوستی و پذیرشِ خود ظرفیتِ تغییر را تقویت می‌کنند، چون تغییر زمانی آسان‌تر است که باور کنیم لایق آن هستیم.
 
@dr.sara.official

drsaranezami

Podcast Powered By Podbean

Version: 20241125